جا نزن مسافر من زندگی اول راهه
عشق من دست خودم نیست نگو چشمات بی گناهه
خاطره قشنگه اما اون که می مونه تو یی تو
نگو سر نوشتمون بود اون که می دونه تویی تو
بسه این همه تظاهر تا کجا دووم میاری
عشق و عاشقی قشنگه نکنه باز کم بیاری
تو که خسته ای ز جاده چرا از بیراهه می ری
دلتو بزن به دریا وقتشه که پا بگیری
ای مسافر نگاهم این نگاه معنای عشقه
رهگذر نباش و نگذر این همون دنیای عشقه
ای غروب خستگی ها تو طلوع زندگی باش
نگو سسته پای احساس تو بیا پایندگی باش
|
+|
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 توسط وحید
|
| ارسال به دوستان